تبلیغات
پرسه های خیال - رسوا


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

حال که رسوا شده‌ام می‌روی
واله و شیدا شده‌ام می‌روی

حال که غیر از تو ندارم کسی
وین همه تنها شده‌ام می‌روی

حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده‌ام می‌روی

حال که  همراه  خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می‌روی

حال که در  وادی عشق و جنون
وامق عذرا  شده‌ام می‌روی

 

حال که در بحر تماشای تو
غرق تمنا شده‌ام می‌روی

اینهمه رسوا  تو  مرا  خواستی
حال که رسوا شده‌ام میروی؟


نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388 | ساعت 11:05 قبل از ظهر | توسط وحید سكوت |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست