تبلیغات
پرسه های خیال - نشد ....


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

می خواستم خراب نگاهش شوم، نشد

 

 بیچاره ی دو چشم سیاهش شوم، نشد

می خواستم که در دل شبها ستاره ای

 

 

چرخان به گرد صورت ماهش شوم، نشد

می خواستم که وقت هماغوش او شدن

 

 

حتی فدای حس گناهش شوم، نشد

گفتم به خود که همدم تنهایی اش شوم

 

 

بی چشمداشت پشت و پناهش شوم، نشد

می خواستم که حادثه باشم برای او

 

 

شیرین و تلخ قصه ی راهش شوم، نشد

گفتم به خود همیشه ی او می شوم ولی

 

 

حتی نشد که گاه به گاهش شوم، نشد


نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان 1388 | ساعت 12:19 بعد از ظهر | توسط وحید سكوت |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست