تبلیغات
پرسه های خیال - غمخانه دنیا


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

دلم تنگ است از دنیا   چرایش را نمی دانم

من این شعر  غم افزا  را  شبی صد بار می خوانم

چه می خواهم از این دنیا ، از این دنیای افسونکار

قسم  بر  پاكی  اشكام ، جوابم را  نمی دانم

شروع  کودکی هایم سرآغـاز غمی جانكاه

از آن غم تا به فرداها   ، پر از تشویش  گریانم

بهار زندگی را من هزاران  بار بوییدم

 كنون  با غصه می گویم ، خداوندا پشیمانم

به سوی درگه  هستی  هزاران  بار  رو کردم

الهی تا به کی غمگین ، در این غمخانه می مانم؟

خدایا   با تو می گویم حدیث كهنه ی غم را

 بگو  با من که سالی چند در این غمخانه مهمانم

دلم تنگ است از دنیا  چرایش را نمی دانم

 ولی  یک روز این غم را ز خود آهسته می رانم


نوشته شده در دوشنبه 20 مهر 1388 | ساعت 11:40 قبل از ظهر | توسط وحید سكوت |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست