تبلیغات
پرسه های خیال - غروب آرزو


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

خسته تر از صدای من ، گریه ی بی صدای تو
حیف که مانده پیش من ، خاطره ات بجای تو

رفتی و آشنای تو ، بی تو غریب ماند و بس
قلب شکسته اش ولی ، پاک و نجیب ماند و بس


طعنه به ماجرا بزن ، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن ، دل به ستاره ها  بزن


تکیه به شانه ام بده ، دل به ترانه ام بده
راوی آوارگی ام ،‌راه به خانه ام بده


یکسره فتح می شوم ،‌با تو اگر خطر کنم
سایه ی عشق می شوم ، با تو اگر سفر کنم


شب شکن صد آینه ، با شب من چه می کنی  ؟
این همه نور داری و ، صحبت سایه می کنی  ؟


                 وقت غروب آرزو ، بهت مرا نظاره کن
                 با تو طلوع می کنم ، ولوله ای دوباره کن

 


نوشته شده در پنجشنبه 15 مهر 1389 | ساعت 10:52 قبل از ظهر | توسط وحید سكوت |حرف دل تو ... |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست