تبلیغات
پرسه های خیال - طالع


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

     وقتی که با توام نفسم بند می شود

     قلبم پر از شراره پر از قند می شود

     در چشمهای خالص تو غرق می شوم

     دستم به دست گرم تو دستبند می شود

     ترسم نبینمت به دوباره  ولی عجیب

     هرروز طالعم به تو پیوند می شود

     در جنگ بین عقل و جنونم ،دلم چه نرم

     کام از لبت گرفته و  پا بند می شود 

      انگار شانزده شده ام باز ،وای من

     هر روز عشق من به تو مانند می شود

     می پرسم از دلم که تو آدم نمی شوی؟

     پاسخ نمی دهد همه لبخند می شود


نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد 1390 | ساعت 10:23 قبل از ظهر | توسط وحید سكوت |حرف دل تو ... |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست