تبلیغات
پرسه های خیال - ما میرویم...


پرسه های خیال

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند،من از سکوت موریانه ها میترسم...!

   بیزارم از تمام رفیقان نارفیق

   اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق

   تا این برادران ریاکار زنده اند

   این گرگ سیرتان جفاکار زنده اند

   یعقوب درد میکشد و کور می شود

   یوسف همیشه وصله ناجور می شود

   اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند

   منصور را هر آئینه بر دار می زنند

   اینجا کسی برای کسی ، کس نمی شود

   حتی عقاب درخور کرکس نمی شود

   جایی که سهم مَرد به جز تازیانه نیست

   حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

   ما میرویم چون دلمان جای دیگر است

   ما میرویم هر که بماند مخیر است

   ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان

   بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است

   ما میرویم مقصدمان نامشخص است

   هرجا رویم بی شک از این شهر بهتر است

   ازسادگی است گر به کسی تکیه کرده ایم

   اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

   ما میرویم ، ماندن با درد فاتحه است

   در عرف ما نشستن یک مَرد فاجعه است

   ما میرویم... ما میرویم... ما میرویم...

   خدانگهدار

 

 


نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد 1392 | ساعت 11:21 قبل از ظهر | توسط وحید سكوت |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست